تبلیغات
سپتیـامـا - برنامه ریزی: هفتم- اصول عملیاتی
سپتیـامـا
آینده را سـاختن به ز با آینده ساختن

اکنون جا دارد تا کمی بیشتر به شرح برنامه ریزی تعاملی بپردازیم. اصول عملیاتی برنامه ریزی تعاملی به شرح ذیل است:

-        اصل مشارکت

طرفداران گرایش تعاملی ضمن تکذیب این موضوع که استفادة عمدة برنامه ریزی از بکار بردن محصول آن یعنی برنامه حاصل می شود، ادعا می کنند که مهم ترین محصول برنامه ریزی، فرآیند آن است. بنابراین فایده اصلی آن درگیر شدن در فرآیند است. از طریق مشارکت در برنامه ریزی تعاملی است که اعضای یک سازمان توسعه می یابند. مشارکت به آنها امکان می دهد که سازمان را بشناسند و به هدف های آن بهتر خدمت کنند. این به نوبـه خود توسعه سازمانی را تسهیل می کند. یکی از بزرگترین پیامدهای برنامه ریزی مشارکتی کاهش مشکلات معمولِ مربوط به اجرای برنامه ها است.

-        اصل مداومت

برنامه ریزی اغلب به صورت غیر مداوم و در ماه های معینی از سال انجام می شود و پس از تصویب برنامه، تا فرارسیدن ماه های تعیین شده ی سال آینده متوقف می شود. این در حالی است که نظر به وجود رویدادهای غیر قابل پیش بینی، حتی برنامه های دقیق نیز مطابق انتظار پیش نمی­روند و در نتیجه باید آثار مورد انتظار از اجرای برنامه ها و فرضیات بنیادی این انتظارات را بطور مداوم وارسی کرد و هر زمان که از حقیقت فاصله گرفته بودند، دلایل را جستجو کرده و از آن برای تعدیل مناسب برنامه استفاده نمود. سرانجام آنکه؛ شاید مهم­ترین دلیل برای برنامه ریزی مداوم، سودمندی ناشی از درگیر بودن با آن است. پس چرا باید متوقف گردد؟

-        اصل کل نگری (Holistic)

o       اصل هماهنگی (Coordination)

این اصل به ارتبـاط متقـابل میان واحـدها در رده های متفاوت می پردازد و حکم می کند که برای بخش های مختلف سازمان، بدون ارتباط با سایر واحدهای همان رده، نمی توان برنامه اثربخش تدوین کرد. بنابراین برای همه واح های موجود یک رده باید همزمان و با ارتباط متقابل برنامه ریزی کرد. علت این است که در برابر تهدید یا فرصتی موجود در یک واحد ممکن است بتوان در واحد دیگر و یا در تعدادی از واحدها به طور همزمان برخورد مناسبی کرد.

o       اصل ادغام (Integration)

این اصل به ارتباط متقابل میان واحدها در رده های متفاوت می پردازد و حکم می­کند که برنامه ریزی انجام شده مستقـل در یک رده سیستم هرگز نمی تواند به اندازه برنامه ریزی وابسته به همِ میان همه رده ها اثربخش باشد. تعارض میان سطوح مختلف یک سازمان به اندازه تعارض میان واحدها؛ پدیده ای عادی است و معمولاً از عدم آگاهی از تاثیراتی که یک سطح یا یک واحد بر سطوح یا واحدهای دیگر می گذارد، ناشی می شوند. چنین تعارض هایی را باید از طریق برنامه ریزی به شیوه ای هماهنگ و ادغام شده به انجام رسانید.

هنگامی که اصول هماهنگی و ادغـام با یکدیگر ترکیب می شوند، اصـل کل نگری حاصل می شود. اصل کل نگری به این معنـا است که هرقـدر بخش هـا و سطوح یک سیستم، همزمـان و وابسته به هم برنامه ریزی کنند، نتیجه بهتری به دست می آید. این مفهوم برنامه ریزی همه با هم در یک زمان، مخالف برنامه ریزی ترتیبی از بالا به پایین یا از پایین به بالا است.


نوشته شده در تاریخ شنبه نوزدهم تیرماه سال 1389 توسط سپتیاما